Email هفتگي Atish.org

29 אלול 5770 ( ۱۷ شهريور ۱۳۸۹ , 2010 September 8 )
Home Page | درباره ما | ارتباط با ما | سوال از راو | حمايت مالي از ما | دريافت فونت | ارسال نظرات

شبات، آنگونه که حداوند مي خواهد

Email To a Friend Print This Article
صفحه اصلی / پاراشا / ویژه
 
«שָׁמוֹר אֶת יוֹם הַשַּׁבָּת לְקַדְּשׁוֹ כַּאֲשֶׁר צִוְּךָ ה' אֱ-לֹהֶיךָ:» (דברים ה:יב )  
« روز شبات را آنگونه که حداوند خالقت به تو دستور داده است، نگاه دار.»(دواريم 5:12)
 
اهميت قوانين شبات و نگهداري آن، جزء يکي از بزرگترين دستورات تورا شمرده مي­شود، و نام يهوديت و يهودي حقيقي بودن منوط به رعايت دستورات تورا و علي­الخصوص قوانين شبات است. نه­تنها در تورا بارها شاهد تکرار لزوم رعايت شبات در پاراشاهاي مختلف هستيم (12 پاراشا از پاراشاهاي تورا!)، بلکه با سيري در کتب نويئيم نيز متوجه تأکيد حداوند نسبت به نگهداري شبات مي­شويم. ناوي بارها و بارها به جماعت هشدار مي­دهد و به عناوين و موضوعات مختلف، آنان را به رعايت اين دستور مهم دعوت مي­نمايد، که خود دليلي بر حائز اهميت بودن شبات از جانب حداوند است.
به عنوان مثال، اگر به فصل هفدهم کتاب ييرميا هناوي نظر بيفکنيم و از آيات 19 به بعد را مورد مطالعه قرار دهيم، مي­بينيم که ييرميا هناوي چطور با صراحت، پادشاه ييسرائل و جماعت يهود را مورد خطاب قرار داده و به آنان گوشزد مي­نمايد که از حمل نمودن و بيرون بردن اجناس از خانه­هايشان به بيرون از خانه و يا وارد کردن وسايل و اجناس از بيرون به داخل امتناع کنند، و بر طبق آنچه حداوند به پدرانشان دستور داده است رفتار نمايند. در ادامه، ييرميا هناوي دهان به شکوِه و شکايت گشوده و از قول حداوند نبوت مي­کند: «ولي شما نخواستيد به حرف من (حدا) گوش دهيد و با من لجبازي نموديد، و از دستورات من پند نگرفتيد؛ که اگر به خواست من اهميت مي­داديد و شبات­هاي مرا نگاه مي­داشتيد و مقدس مي­خوانديد و در آن حمل و نقل نمي­کرديد، پادشاه و وزراي خاندان داويد بر کرسي سلطنت تکيه مي­زدند و بر ارابه­ها و اسبان خود مي­تاختند. شما به گالوت نمي­رفتيد و از اطراف و اکناف، قرباني­ها را به درگاه حداوند در خانه­ي او (بِت هميقداش) تقديم مي­داشتيد. ولي با رعايت نکردن شبات، باعث شديد دروازه هاي يروشالييم و کاخهايش را به دست دشمنان - نبوخدنصر (بخت­النصر) پادشاه بابل – طعمه حريق نمايم.» ييرميا هناوي در فصول مختلف نبوتهاي خود، از پادشاه و مردم مي­خواهد عدالت را پيشه کنند، و صداقت و قضاوت را پيشه نمايند. بارها مي­گويد (فصل 22): اموال دزدي را از چپاول­گر بستانيد و به صاحبانشان بازگردانيد، غريب و يتيم و بيوه­زن را نرنجانيد و به يکديگر ظلم نکنيد، خون ناحق نريزيد و بت­پرستي نکنيد. او خرابي بِت هميقداش و سقوط يروشالييم را تنها به ضعف رفتاري ارتباط نمي­دهد، بلکه عدم نگهداري شبات و انجام کارهاي ممنوع (از جمله حمل و نقل که يکي از کارهاي ممنوعه در روز شبات است) را دليلي بر گالوت قوم يهود بر­مي­شمرد، و آنان را به رعايت آن فرامي­خواند. همين طور اگر به فصل يازدهم کتاب نِحِميا هناوي نگاه کنيم، مي­بينيم که ايشان به جامعه­ي از گالوت برگشته­ي بابل، در ابتداي افتتاح بِت هميقداش دوم و بعد از گذشت هفتاد سال از خرابي بِت هميقداش اول، بر نگهداري شبات و قوانين آن تأکيد کرده و جماعت را به رعايت آن دعوت مي­نمايد. نحميا هناوي در پاسوق 15 مي­فرمايد: "در آن روزها ديدم که ساکنان يهودا در روز شبات به آبگيري انگورها مشغولند، و بافه­هاي محصول را با کوزه­هاي يايين و سبدهاي انجير و اجناس ديگر، سوار بر الاغان کرده­اند ، و آنها را به داخل شهر مي­آورند – آبگيري ميوه­ها و حمل و نقل از کارهاي ممنوع در شبات است – همين­طور ديدم افراد شهر صور، ماهي براي فروش مي­آورند، و در روز شبات به ساکنان يهودا و يروشالييم مي­فروشند." در پاسوق 17 نحميا هناوي مي­گويد: "به بزرگان و سران يهودا اعتراض نموده و به آنها گفتم: "اين چه کار بدي است که شما مي­کنيد و شبات را بي­حرمت مي­نماييد؟ مگر اين کارها را پدرانتان نکردند و باعث خرابي اين شهر نشدند؟ و شما مجدداً بر حيلول شبات آنها مي­افزاييد؟" نحميا در ادامه مي­گويد: «دستور دادم دروازه­هاي يروشالييم را قبل از شبات ببندند و تا پايان شبات آنها را باز نکنند، تا فروشندگان اجناس نتوانند به داخل شهر آمده و خريد و فروشي صورت دهند، تا بخشي از حمل و نقل نيز کم گردد.»
هاراو زيلبرشتاين تعريف مي­کند: يک روز مسئول کنيسايي از من سوال کرد که در روز شبات شخصي به کنيساي ما آمد و بعد از گفتن براخاي تورا و براخاي گومل، مبلغي را کاوود کنيسا کرد. وقتي کاوود پايان يافت، آن شخص دست در جيب خود کرده و مبلغي را که کاوود کرده بود درآورد و خواست آن را به من بدهد! به او گفتم: "ببخشيد شبات است! چکار مي­کنيد؟! لطفاً مبلغ نذرتان را بعد از شبات در صندوق کنيسا بيندازيد." ولي او گفت: "من ساکن اين شهر نيستم و امشب از اينجا مي­روم و به کنيسا نمي­آيم. اگر الآن نپردازم فرصت ديگري نيست." به او گفتم: "آخر ..." او صحبت مرا قطع کرده و گفت: "مي­خواهيد اصلاً خودم آن را به درون صندوق بيندازم؟! صندوق کنيسا کجاست؟!" بنده­ي حدا آدم خوبي بود و مطمئن هستم قصد بدي نداشت، ولي بي­سواد و بي­اطلاع و از قوانين تورا بي­خبر بود. ولي من چه بايد مي­کردم؟!
هاراو مي­گويد: به مسئول کنيسا گفتم: به او مي­گفتي اين مبلغي را که در دستش است، فعلاً در جاي مطمئني بگذارد، و نشاني او را مي­پرسيدي و حفظ مي­کردي، و بعد از شبات پول را به آدرسش پس مي­فرستادي. کنيسا احتياج به پولي که با آن حيلول شبات (حمل و نقل و ...) انجام شده ندارد.
مسئول کنيسا پرسيد: «تعجب دارد که از طرفي وي شبات را رعايت نمي­کند و از طرفي براخاي تورا و براخاي گومل مي­گويد! آخر حدا را قبول دارد يا ندارد؟!»
هاراو در پاسخ گفت: «اينکه او به کنيسا مي­آيد، تفيلا مي­خواند و براخا مي­گويد، پس مسلماً حدا را قبول دارد، ولي متأسفانه از کودکي به او نياموخته­اند که چطور بايد به حدا و تورايش ايمان و اعتقاد کامل داشت. تورا مجموعه قوانين و دستوراتي است که حداوند به قوم ييسرائل عطا کرده است؛ دستوراتي مابين ما و انسانها و مابين ما و حداوند. اين دو با هم اين مجموعه را تکميل مي­نمايند. تورا از ما مي­خواهد انسان کاملي باشيم؛ با همه­ي رفتارها و کردارهاي زيبا و پسنديده­ي اجتماعي و فرهنگي.»    
منبع: עלינו לשבח
تحريريه آتيش

بازدید: 69

نوشته شده در تاریخ : ۱۳۸۹/۴/۳۱

Email to a Friend Print This Article
نام - الزامي  
نام نمايش داده شود
       
E-mail - الزامي 
 
E-mail نمايش داده نمي شود
 
 
2
حسين , 8/21/2010 7:05:22 AM
خوب بود واگرشد كه بيشتر درموردش بنويسيد لتفا به ايميل من ارسال كنيد.متشكرم

حسين , 8/21/2010 7:07:29 AM
خوب بود واگرشد كه بيشتر درموردش بنويسيد لطفا به ايميل من ارسال كنيد.متشكرم



کليه هزينه اين سازمان از طريق کمکهاي مردمي تامين مي گردد. شما نيز مي توانيد در اين راه ما را ياري نماييد.








درباره ما | ارتباط با ما | ارسال فايل و مقاله | حمايت مالي از ما | دريافت فونت | ارسال نظرات
CopyRight © atish.org 2006-2008 All Rights Reserved.
عضويت در atish

Add me in I'm out