«פִּינְחָס בֶּן אֶלְעָזָר בֶּן אַהֲרֹן הַכֹּהֵן הֵשִׁיב אֶת חֲמָתִי מֵעַל בְּנֵי יִשְׂרָאֵל...:» (במדבר כה:יא)
« پينحاس فرزند العازار فرزند اهرون هکوهن، خشم مرا از بالاي فرزندان ييسرائل بازگرداند ...» (بميدبار 25:11 )
راشي زال در مقابل اين سوال که چرا نام پينحاس در پاسوق به همراه نام پدر و پدربزرگش بعد از واقعهي کشته شدن "زيمري بن سالو" (رئيس يکي از خاندانهاي سبط شيمعون) و "کُزبي بَت صور" (دختر رئيس خانداني از ميديان) ذکر شده است، پاسخ ميدهد:
بعد از اينکه پينحاس با نيزه، "زيمري" و "کُزبي" را حين ارتکاب خلاف ميکشد و مانع از شيوع بيشتر مرگ و مير در ميان جامعه ميشود، افرادي شروع به تحقير پينحاس کرده و با استهزاي او سعي ميکنند ارزش کار او را پايين آورده و او را لايق چنين اقدامي ندانند. نسل مادري پينحاس از افراد بتپرست بودند، در حالي که از سبط پدري، اصل و نسب او به افراد بزرگي همچون اهرون هکوهن منسوب ميگرديد. برخي ريشهي اين کار پينحاس را در رفتارهاي بيرحمانهي بتپرستان ميپنداشتند و ميگفتند که اين حرکت پينحاس در کشتن دو نفر از خواص جامعه که هر دو از سران و رؤساي نسل خود محسوب ميشدند، به خاطر ذات رذل و پليد بتپرستانهاي است که از نسل مادري خود به ارث برده، و در اقدامش هيچگونه قداست و پاکي وجود ندارد. در واقع او تنها از خصلت زشت پنهان در وجودش استفاده کرده و دست به کشتن زده است. ولي توراتنو هقدوشا در برابر ادعاي چنين افرادي موضع ديگري ميگيرد و نام پينحاس را به همراه نام بزرگوار پدر و پدربزرگش بيان ميکند، تا يادآور شود که حرکت پينحاس و اقدام ظاهراً بيرحمانه او، نشأتگرفته از خصلتهاي طاهر و مقدس نسل پدريش اهرون و العازار ميباشد.
در وجود پينحاس، همان خصلت معروف اهرون هکوهن، "אוֹהֵבשָׁלוֹם" و "רוֹדֵףשָׁלוֹם" يعني دوستدار صلح و صفا و تعقيبکنندهي آن وجود دارد. اگر سوال شود که از بين بردن خلافکار با صلح و صفا چه ارتباطي دارد؟ بايد گفت: در جايي که خلاف و کار منافي عفت در حال انجام است و حداوند از ارتکاب چنين صحنهها و حرکتهايي ناراحت است و خشم و غضب خود را با انداختن مرگ و مير نشان ميدهد و در چنين موقعيتي شخصي برميخيزد و با از بين بردن دو نفر، جلوي پيشرفت خلاف و بلا را مي گيرد، اين خود، ايجاد «صلح و صفا»ست.
حقيقتاً اقدام پينحاس براي اينکه حداقل ديگران به سمت خلاف گرايش پيدا نکنند، و جلوي اين خلاف و بلا در جايي گرفته شود، لازم بود انجام شود. به همين دليل حداوند ميفرمايد: «הִנְנִינֹתֵןלוֹאֶתבְּרִיתִישָׁלוֹם» يعني حداوند نيز اقدام پينحاس را با نگاه ايجاد «שָׁלוֹם» مينگرد و از کار او قدرداني مينمايد. حداوند، نام پينحاس را در کنار نام بزرگان ييسرائل ميآورد و نسل وي را به آنان منسوب مينمايد، تا در هدف مقدس و رفتار پاک او هيچ شک و شبههاي باقي نگذارد و جلوي کجدهنيهاي افرادي را که نميتوانند بين انتقام و آرامش، و بين قهر و صلح فرق بگذارند، بگيرد. به هر حال فرق گذاشتن بين دو خصلت که به اندازهي تار مويي با هم تفاوت دارند، کار مشکلي است. اينکه انسان در انجام کاري و بهرهگيري از خصلتي، چطور بتواند رفتاري کاملاً عاقلانه، صادقانه و درست داشته باشد، و چه نيتي در زمان انجام آن داشته باشد، بسيار بسيار مهم است و حداترسي و توکل فراواني ميطلبد.
در زمان جنگ جهاني اول، هاراو حافص حييم (يادشان بخير) در موعد سوکا در شهر «اسناوسک» به سر ميبرد. هر کسي به دنبال اتروگ و لولاو و شاخههاي مورد و بيد ميگشت، تا براي انجام مراسم براخا و تکان دادن آنها در زمان خواندن هلل، آن چهار محصول را در اختيار داشته باشد. پيدا کردن اين چهار محصول، آن هم در زمان جنگ، کار آساني نبود. به لطف حدا و با تلاش و پيگيري زياد، موفق شدند اين چهار محصول را فراهم کنند. در زمان خواندن هلل، بنا به احترام، از هاراو حافص حييم دعوت ميکنند تا ايشان با در دست گرفتن اتروگ و لولاو، مراسم تکان دادن چهار محصول را انجام دهند. ولي هاراو امتناع ورزيده و هر چه به ايشان اصرار ميکنند، نميتوانند ايشان را متقاعد نمايند، تا براي جماعت اين رسم را در جملات مربوطه انجام دهند. وقتي که علت امتناع ايشان را جويا شدند، اين کهن بزرگ شهر رادين – حافص حييم – ميگويد: «من؟! مگر من تنها در اين جماعت تفيلا ميخوانم؟ در اين جماعت آموزشدهندگان ديگر تورا نيز وجود دارند. نکند که اگر من اين مراسم را براي جماعت به جا آورم، رنجش خاطري براي سايرين ايجاد کرده باشم. رنجش خاطر ايجاد کردن، به چندين فرمان امر و نهي تورا گره خورده است، در حالي که انجام مراسم تکان دادن چهار محصول، تنها يک رسم نيکو و پسنديده است.»
داستان بسيار عجيب و قابل تعمقي است. چه کسي همچون هاراو حافص حييم در زماني که به او احترام ميگذارند تا او براي جماعت مراسم را انجام دهد، به غير از فکر ميصوا و عمل نيک و ثواب جماعتي و ...، به فکر ناراحت نشدن سايرين، کمارزش نشدن ديگران، رضايت ساير افراد، مورد توهين واقع نشدن ايشان، فراهم نکردن اسباب رنجش خاطر ديگران و ... باشد؟ و بسنجد و قياس کند، اندازه بگيرد و مقايسه کند که کداميک ارجح است؟ ميصواي تکان دادن چهار محصول يا ... ؟!
چقدر اين نکته ظريف است، حتي باريکتر از تار مو! لحظهي تصميم! کداميک صحيح است؟ اين يا آن...؟
حدايا کمکم کن!
منبع:עלינולשבח