Email هفتگي Atish.org

29 אלול 5770 ( ۱۷ شهريور ۱۳۸۹ , 2010 September 8 )
Home Page | درباره ما | ارتباط با ما | سوال از راو | حمايت مالي از ما | دريافت فونت | ارسال نظرات

جنگ يا صلح ؟ - درسي از پاراشاي پينحاس

Email To a Friend Print This Article
صفحه اصلی / پاراشا / ویژه
«פִּינְחָס בֶּן אֶלְעָזָר בֶּן אַהֲרֹן הַכֹּהֵן הֵשִׁיב אֶת חֲמָתִי מֵעַל בְּנֵי יִשְׂרָאֵל...(במדבר כה:יא
 

« پينحاس فرزند العازار فرزند اهرون هکوهن، خشم مرا از بالاي فرزندان ييسرائل بازگرداند ...» (بميدبار 25:11 )

راشي زال در مقابل اين سوال که چرا نام پينحاس در پاسوق به همراه نام پدر و پدربزرگش بعد از واقعه­ي کشته شدن "زيمري بن سالو" (رئيس يکي از خاندان­هاي سبط شيمعون) و "کُزبي بَت صور" (دختر رئيس خانداني از ميديان) ذکر شده است، پاسخ مي­دهد:

 

بعد از اينکه پينحاس با نيزه، "زيمري" و "کُزبي" را حين ارتکاب خلاف مي­کشد و مانع از شيوع بيشتر مرگ و مير در ميان جامعه مي­شود، افرادي شروع به تحقير پينحاس کرده و با استهزاي او سعي مي­کنند ارزش کار او را پايين آورده و او را لايق چنين اقدامي ندانند. نسل مادري پينحاس از افراد بت­پرست بودند، در حالي که از سبط پدري، اصل و نسب او به افراد بزرگي همچون اهرون هکوهن منسوب مي­گرديد. برخي ريشه­ي اين کار پينحاس را در رفتارهاي بيرحمانه­ي بت­پرستان مي­پنداشتند و مي­گفتند که اين حرکت پينحاس در کشتن دو نفر از خواص جامعه که هر دو از سران و رؤساي نسل خود محسوب مي­شدند، به خاطر ذات رذل و پليد بت­پرستانه­اي است که از نسل مادري خود به ارث برده، و در اقدامش هيچگونه قداست و پاکي وجود ندارد. در واقع او تنها از خصلت زشت پنهان در وجودش استفاده کرده و دست به کشتن زده است. ولي توراتنو هقدوشا در برابر ادعاي چنين افرادي موضع ديگري مي­گيرد و نام پينحاس را به همراه نام بزرگوار پدر و پدربزرگش بيان مي­کند، تا يادآور شود که حرکت پينحاس و اقدام ­ظاهراً بيرحمانه او، نشأت­گرفته از خصلت­هاي طاهر و مقدس نسل پدريش اهرون و العازار مي­باشد.

 

در وجود پينحاس، همان خصلت معروف اهرون هکوهن، "אוֹהֵבשָׁלוֹם" و "רוֹדֵףשָׁלוֹם" يعني دوستدار صلح و صفا و تعقيب­کننده­ي آن وجود دارد. اگر سوال شود که از بين بردن خلافکار با صلح و صفا چه ارتباطي دارد؟ بايد گفت: در جايي که خلاف و کار منافي عفت در حال انجام است و حداوند از ارتکاب چنين صحنه­ها و حرکت­هايي ناراحت است و خشم و غضب خود را با انداختن مرگ و مير نشان مي­دهد و در چنين موقعيتي شخصي برمي­خيزد و با از بين بردن دو نفر، جلوي پيشرفت خلاف و بلا را مي گيرد، اين خود، ايجاد «صلح و صفا»ست.

 

حقيقتاً اقدام پينحاس براي اينکه حداقل ديگران به سمت خلاف گرايش پيدا نکنند، و جلوي اين خلاف و بلا در جايي گرفته شود، لازم بود انجام شود. به همين دليل حداوند مي­فرمايد: «הִנְנִינֹתֵןלוֹאֶתבְּרִיתִישָׁלוֹם» يعني حداوند نيز اقدام پينحاس را با نگاه ايجاد «שָׁלוֹם» مي­نگرد و از کار او قدرداني مي­نمايد. حداوند، نام پينحاس را در کنار نام بزرگان ييسرائل مي­آورد و نسل وي را به آنان منسوب مي­نمايد، تا در هدف مقدس و رفتار پاک او هيچ شک و شبهه­اي باقي نگذارد و جلوي کج­دهني­هاي افرادي را که نمي­توانند بين انتقام و آرامش، و بين قهر و صلح فرق بگذارند، بگيرد. به هر حال فرق گذاشتن بين دو خصلت که به اندازه­ي تار مويي با هم تفاوت دارند، کار مشکلي است. اينکه انسان در انجام کاري و بهره­گيري از خصلتي، چطور بتواند رفتاري کاملاً عاقلانه، صادقانه و درست داشته باشد، و چه نيتي در زمان انجام آن داشته باشد، بسيار بسيار مهم است و حداترسي و توکل فراواني مي­طلبد.

 

در زمان جنگ جهاني اول، هاراو حافص حييم (يادشان بخير) در موعد سوکا در شهر «اسناوسک» به سر مي­برد. هر کسي به دنبال اتروگ و لولاو و شاخه­هاي مورد و بيد مي­گشت، تا براي انجام مراسم براخا و تکان دادن آنها در زمان خواندن هلل، آن چهار محصول را در اختيار داشته باشد. پيدا کردن اين چهار محصول، آن هم در زمان جنگ، کار آساني نبود. به لطف حدا و با تلاش و پيگيري زياد، موفق شدند اين چهار محصول را فراهم کنند. در زمان خواندن هلل، بنا به احترام، از هاراو حافص حييم دعوت مي­کنند تا ايشان با در دست گرفتن اتروگ و لولاو، مراسم تکان دادن چهار محصول را انجام دهند. ولي هاراو امتناع ورزيده و هر چه به ايشان اصرار مي­کنند، نمي­­توانند ايشان را متقاعد نمايند، تا براي جماعت اين رسم را در جملات مربوطه انجام دهند. وقتي که علت امتناع ايشان را جويا شدند، اين کهن بزرگ شهر رادين حافص حييم مي­گويد: «من؟! مگر من تنها در اين جماعت تفيلا مي­خوانم؟ در اين جماعت آموزش­دهندگان ديگر تورا نيز وجود دارند. نکند که اگر من اين مراسم را براي جماعت به جا آورم، رنجش خاطري براي سايرين ايجاد کرده باشم. رنجش خاطر ايجاد کردن، به چندين فرمان امر و نهي تورا گره خورده است، در حالي که انجام مراسم تکان دادن چهار محصول، تنها يک رسم نيکو و پسنديده­ است.»

 

داستان بسيار عجيب و قابل تعمقي است. چه کسي همچون هاراو حافص حييم در زماني که به او احترام مي­گذارند تا او براي جماعت مراسم را انجام دهد، به غير از فکر ميصوا و عمل نيک و ثواب جماعتي و ...، به فکر ناراحت نشدن سايرين، کم­ارزش نشدن ديگران، رضايت ساير افراد، مورد توهين واقع نشدن ايشان، فراهم نکردن اسباب رنجش خاطر ديگران و ... باشد؟ و بسنجد و قياس کند، اندازه بگيرد و مقايسه کند که کداميک ارجح است؟ ميصواي تکان دادن چهار محصول يا ... ؟!

 

چقدر اين نکته ظريف است، حتي باريک­تر از تار مو! لحظه­ي تصميم! کداميک صحيح است؟ اين يا آن...؟

حدايا کمکم کن!

منبع:עלינולשבח

تحريريه آتيش

بازدید: 60

نوشته شده در تاریخ : ۱۳۸۹/۴/۱۳

Email to a Friend Print This Article
نام - الزامي  
نام نمايش داده شود
       
E-mail - الزامي 
 
E-mail نمايش داده نمي شود
 
 
0


کليه هزينه اين سازمان از طريق کمکهاي مردمي تامين مي گردد. شما نيز مي توانيد در اين راه ما را ياري نماييد.








درباره ما | ارتباط با ما | ارسال فايل و مقاله | حمايت مالي از ما | دريافت فونت | ارسال نظرات
CopyRight © atish.org 2006-2008 All Rights Reserved.
عضويت در atish

Add me in I'm out