Email هفتگي Atish.org

29 אלול 5770 ( ۱۷ شهريور ۱۳۸۹ , 2010 September 8 )
Home Page | درباره ما | ارتباط با ما | سوال از راو | حمايت مالي از ما | دريافت فونت | ارسال نظرات

مرحله 45- ايده هايتان را گسترش دهيد

Email To a Friend Print This Article

اطلاعات از منابع مختلفي به دست ما مي‌رسد. اما در مورد كدام نظر و ايده مي‌توانيم بگوييم كه عقيده­ي ما هم هست؟

 

راه شماره 45 ، «שׁוֹמֵעַ וּמוֹסִיף- فهميدن و اضافه كردن» است. شنيدن يك ايده و نظر به تنهايي كافي نيست. شما بايد در مورد آن مطالعه كنيد، کنکاو نماييد و آن ايده و نظر را گسترش دهيد و بعدهاي جديدي به آن اضافه كنيد. و سپس با آن زندگي كنيد. فقط به اين صورت است كه آن دانش و عقيده، جزئي از وجود شما مي‌شود.

 

براي همه ما قبلاً چنين اتفاقي افتاده است. با شنيدن يك ايده‌ي هيجان‌انگيز، يك پرش براي وابستگي بيشتر كرده‌ايم. احساس فوق‌العاده‌اي است هنگامي كه احساساتمان را گسترش مي‌دهيم.

 

هر موقعي كه ايده‌اي را شنيديد، ‌اطمينان حاصل كنيد كه به انتهاي آن رسيده‌ايد و تمام مطلب آن را دريافت كرده‌ايد. آن ايده و نظر را از لحاظ ظاهري ارزش‌گذاري نكنيد. آن را به جزئيات زيادي تبديل كنيد و هر قسمت را براي خودتان معني و تعريف كنيد، تا اطمينان يابيد كاملاً آن موضوع را فهميده‌ايد. از ديگران براي وضوح و روشنايي بيشتر سوال بپرسيد، و مشاهدات و اطلاعات كسب كرده­ي خود را يادداشت نمائيد.

 

حال، آن ايده را آزمايش كنيد. در صورت مناسب بودن، براي آينده روي آن ايده سرمايه‌گذاري و برنامه‌ريزي كنيد. سعي كنيد كه راه اصلي ايده را برويد و تمام پيچ و خم و مفهوم‌هاي آن را دريافت كنيد و در آغوش بگيريد. اين كار سبب مي‌شود كه شما به عمق كامل آن مطلب دسترسي پيدا كنيد و بتوانيد آن را كشف نماييد؛ و همين­طور بتوانيد هر جنبه‌اي را كه اشتباه و غلط باشد، نمايش دهيد و افشا و اصلاح كنيد.

 
***
 

با هدف حركت كنيد

 

گوش کردن و فهميدن يك نظر خيلي مهم‌تر و پرمعني‌تر از فقط شنيدن آن با گوشهايتان است. گوش کردن و فهميدن به اين معني است كه آن ايده را طوري جذب كنيد كه باعث تأثير گذاشتن روي شما شود و در قلب شما سكني گزيند. هنگامي كه نظر و ايده‌اي قلب شما را لمس كرد، شما تكاني به خود مي‌دهيد و وارد صحنه عمل مي‌شويد.

 

هر وقت ايده‌اي را شنيديد، آن را نزد خود سبك و سنگين كرده و آن را از آن خود كنيد. آن ايده و نظر را به بعدهاي مختلف ديگر ببريد و آن را به چيزهاي مختلفي تبديل كنيد،‌ چيزهاي واقعي، زنده و كارآمد. اين بخش از تمرين، منحصر به فرد انسان است و "اختيار" بيان مي‌شود.

 

يک مطلب تورا را فقط نخوانيد. بخشي از روند کار شويد. يك نقشه و برنامه بچينيد. اين بستگي به خلاقيت شما دارد. در غير اينصورت، شما فقط يك جسم غيرفعال و ساكن هستيد، و واقعاً در مقامي نيستيد كه بتوان به شما توجه كرد.

 

منتظر لحظه‌هاي الهام­انگيز و اتفاقي براي رسيدن به خواسته‌تان نباشيد. ياد بگيريد كه چگونه روند را فرموليزه كنيد. براي اينكه هر ايده و نظري از حد حرف فراتر رود، مطلب را باز كنيد و آن را در بعدهاي مختلف مشاهده كنيد و مورد بررسي قرار دهيد.

 

در حاليكه ما انسان‌ها گرايش به تنبلي داريم. مي‌دانيم كه هر چيز را بايد عمقي نگاه كنيم و از آن سطحي نگذريم، ولي اغلب ما دست از تلاش برمي‌داريم و با توجيهات گوناگون خودمان را راضي كرده و گول مي‌زنيم. اين طرز فكر و گرايش را بي‌اثر و خنثي كنيد.

 

اغلب اوقات، نظرات و ايده‌ها ما را به زمين مي‌كوبد، و ما كار رنجش‌آوري در مورد آنها انجام نمي‌دهيم. به همين خاطر است كه در دنياي امروز تضادها و ناهماهنگي‌هاي زيادي وجود دارد. نظرات و ايده‌ها از روي ذهن آدمها "مي‌پرد"، بدون اينكه در درون آنها راه يابد و روي آن فكر شده باشد. مانند يك انسان بي‌مسئوليت و بيعار، يكجا نايستيد. به همراه جريان حركت كنيد. هدف نهايي خود را دنبال كنيد. راز زندگي را فاش کنيد - به جاي اينكه خودتان را عقب كشيده و گريه و زاري كنيد.

 
***
 

تصوير يک فرآيند دروني سازي مطالب

 

بياييد با ذکر يک مثال مطلب را روشن­تر کنيم. به مفهوم زير توجه کنيد: "همنوعت را مانند خودت دوست بدار." (وييقرا 19:18)

  1. نکته اساسي و پايه: ما بايد با ديگران دوستانه رفتار و عمل کنيم.
  2. معني و مفهوم: دوست داشتن مي­تواند معني داشته باشد. معني دوست داشتن چيست؟ لذت بردن از خصوصيات ديگران. هر انساني داراي خصوصياتي است. دوست داشتن به اين معني است که تفاوتها را ناديده گرفته و روي خصوصيات و خوبيهاي طرف تمرکز کنيم.
  3. نتيجه­گيري:  اگر حداوند متعال گفته است که: "انسانها را دوست داشته باش،" پس آدم ها ذاتاً بايد دوست­داشتني باشند. اين مساله با اين واقعيت اينطور ثابت مي شود که تقريباً همه حداقل مورد علاقه پدر و مادرشان هستند. بنابراين اگر شما در دوست داشتن ديگران مشکلي داريد، از خودتان بپرسيد: "اگر من مادر او بودم، چگونه او را دوست مي­داشتم؟" اين طرز فکر و نگاه، يک بُعد جديد و شگفت­انگيز را به روي شما مي­گشايد. همه­ي آدم­ها زيبا هستند. فقط ما نياز داريم که آنها را صادقانه ببينيم و به آنها توجه کنيم.
  4. مشتقات: چه چيز دوست­داشتني در مورد آدم­ها وجود دارد؟ بايد يک چيز عمومي در همه­ي آدم­ها باشد که اين نکته است: "همه افراد بشر، جلوه و تصويري از حداوند هستند."
  5. توسعه و گسترش: تا زماني که به ما دستور داده شده که انسانها را دوست داشته باشيم، به اين معني است که دوست داشتن چيزي است که مي­تواند حکم و امر باشد. اين برخلاف مفهوم عمومي است که دوست داشتن ديگران خوب است، ولي دوست داشتن نمي­تواند الزامي و واجب باشد. اما يهوديت طوري ديگر و برخلاف آن را مي­گويد. که هر کس را به فکر وا مي­دارد: "چه کسي مي­تواند اين راز را به من ياد دهد که چگونه همه را دوست داشته باشم؟"
  6. شباهت و معادل بودن: اگر حداوند متعال به ما آموخته است که ديگران را دوست داشته باشيم، بايد اين معني را بدهد که او نيز ما را دوست دارد. چگونه مي­توانيم اين موضوع را بفهميم؟ هنگامي که ما کسي را دوست داريم، از ديگران نيز توقع داريم که آن شخص را دوست داشته باشند، همين­طور حداوندي که ما را دوست دارد، از ما مي­خواهد که همديگر را دوست داشته باشيم.
  7.  نتيجه فرعي: قسمتي از دوست داشتن کسي، نگه­داري او را از خطر است. بنابراين، دوست داشتن همنوع، جنگيدن براي حقوق بشر را نيز معني مي­دهد. جنگيدن در مقابل بي­عدالتي و متوقف کردن ظلم و خشونت.
  8. نتيجه منطقي: اگر هر کسي "دوست داشتن همنوع" را تمرين کند، جهان با يک نتيجه بسيار بهتر و عالي­تر عمل مي­کند و ميزان صبر و بردباري، دانايي و فهم، ارتباطات، قدرداني­ها، اتحاد و همبستگي و ... بالا مي­رود. اين نکته، تاريخ بشريت را شکل ديگري خواهد بخشيد! هنگامي که ما همديگر را دوست مي­داريم و از وجود هم لذت مي­بريم، و با هم کار مي­کنيم، از استعداد کامل خود استفاده کرده و آن را به کنترل خود در­مي­آوريم. آيا قدرت اين کار را حس مي­کنيد؟
  9. تحسين و قدرداني: به زمان يونان قديم، بابلي­ها، و مصريهايي که کشته شدند به اسارت رفتند، و به دار آويخته شدند برگرديم. تاريخ نشان مي­دهد که يهوديت، چون داراي ابتکار و نوآوري "دوست داشتن همه­ي انسان­ها" بود، (زيرا همه ما جلوه­اي از خد-ا هستيم)، مساله حق و حقوق اجتماعي و قضاوت صحيح را در دنيا ايجاد مي­کرد. يهوديت مي­گويد: "همه ما تصوير و جلوه اي از خد-اوند هستيم، و شما مجبور به دوست داشتن انسان ها هستيد." اين ايده موفق بوده، زيرا تورا اين قانون­ و جزئيات آن را مشخص مي­کند، و بيان مي­نمايد که چگونه اين نوع دوست داشتن را وارد عمل کنيد و آن را پياده کنيد. به تدريج، پيام يهوديان مورد قبول واقع مي­شود و همه مردم و افراد بشر از آن پيروي مي­کنند. باور نکردني است! 

***

 

روي هدف بمانيد

 

هر زمان که شما در شرف روندجمع­بندي و نتيجه­گيري قرار گرفتيد، نياز داريد که خيلي مراقب باشيد. ساختن يک برج را تصور کنيد، گذاشتن آجرها روي هم، و رفتن به بالا. اگر شما رديف اول آجر را که مي­گذاريد در آن خشت و مصالح کم بزنيد، زياد بد نيست. حتي اگر سومين رديف آجر را هم اينگونه کار بگذاريد خوب است. ولي در پانزدهمين رديف، اگر آنها را درست سر جاي خود قرار نداده باشيد و از مصالح کافي استفاده نکرده باشيد، کل ساختمان و سازه فرو مي­ريزد.

 

اين مثال در مورد ايده ها و نظرات نيز مصداق مي­کند، هنگامي که در حال نتيجه­گيري و تصميم­گيري هستيد و داريد نتيجه را روي نتيجه و باز روي نتيجه مي­گذاريد مراقب باشيد. اگر نتيجه گيري اول را اشتباه و غلط بگيريد، تمام نتيجه­گيري­هاي بعدي نيز اشتباه خواهند بود. و شما با ايده­هاي عجيب و غريب و خطرناک کارتان را به پايان مي­رسانيد.

 

به طور مداوم نتيجه­گيري­هايتان را کنترل کرده و ايده­هايتان را با ديگران به اشتراک گذاريد، اين دادن و گرفتن يا همان بذل و بخشش، اشتباهات و غلط­ها را در زماني که هنوز اثر کوچکي دارند تصحيح مي­کند، و همچنين ايده­هاي جديدي را نمايان مي­سازد که در غير اين صورت در مغز و فکر شما پديدار نمي­گشت.

 
***
 

طرز تفکر اشتباه را پيدا کنيد

 

به ظاهر، بيشتر نظرات و ايده­ها بي­ضرر به نظر مي­آيند. در حاليکه ممکن است بيشترشان با نظرات و ايده­هايي که ما يهوديان قبول داريم، متناقض و ناجور باشند. به وسيله اضافه کردن بُعدهاي مختلف و نتيجه­گيري هايي که مي­کنيم، براي خود ما آشکار مي­شود که در کجا آن نظرات پرت و خارج از ايمان ماست.

 

به عنوان مثال، بسياري از مردم اعتقاد دارند که چيزي به عنوان واقعيت محض وجود ندارد. آنها مي­گويند که واقعيت نسبت به هر چيز و هر کس مجزا و مختلف است.

 

حال بگذاريد عاقبت و نتيجه­ي کار را ببينيم: اگر درست و غلط، به صورت کامل و محض وجود نداشته باشد، چگونه مي­توانيم در مورد قتلهاي زنجيره­اي قضاوت کنيم؟ با چه استانداردي؟ بدون داشتن معنويت و خوبي و بدي محض، تمام چيزي که مي­توانيد در مورد قاتل و قتل بگوييد اين است که کاري را که او انجام مي­دهد دوست نداريد، اما نمي­توانيد بگوييد کار او بد و شيطاني است.

 

در مورد فرزندتان، هنگامي که از مدرسه به خانه مي­آيد و از دست کسي که او را به زمين انداخته شکايت مي­کند چه مي­کنيد؟ اگر تمام سيرت­ها و اخلاق نسبي هستند، شما هرگز نمي­توانيد از بي­عدالتي در هر شرايطي ابراز نارضايتي کنيد. براي يک قلدر و پهلوان، ضربه زدن و زور گفتن به آدم­هاي کوچک و ضعيف در روش اخلاقي اوست. شما چگونه مي­توانيد آن را محکوم کنيد؟

 

مزخرف و مضحک نيست؟ البته که هست! به همين خاطر است که داشتن و گرفتن ايده و نظر براي نتيجه­گيري هاي منطقي حياتي و ضروري است. اگر يک درک غلط وجود داشته باشد، گسترش آن عقيده با نتيجه­گيري­هايي که از آن مي­شود باعث مي­گردد که به قضيه اصلي و اساسي لطمه وارد کند. خودتان نيز مشاهده خواهيد کرد که يک ايده چگونه ممکن است به عقايد شما لطمه وارد کند و با آنها تناقض داشته باشد. بعد از آن شما مي توانيد تصميم بگيريد که کداميک از ايده­ها و نظرهايتان يا عقايد پيرامونتان درست، و کدام يک غلط و اشتباه هستند.

 
***
 

روزانه به تمرين آن بپردازيد

 

در طول روز، اغلب ما به اندازه کافي پرمشغله هستيم تا به نظرات مختلف و مفهوم­هايشان توجه کنيم. بنابراين در پايان هر روز، زماني را براي بازگشت و فکر کردن به نظراتي که آن روز شنيده­ايد بگذاريد.

 

با دقت روي آنها فکر کنيد: چيزي خوانده­ايد، به تماشاي جايي رفته­ايد، در يک جلسه نشسته­ايد. ما مي­توانيم از اين طريق، شهود، فراست و بصيرت زيادي کسب کنيم. اما گر چه ما به تجزيه و تحليل تجربيات روزانه مي­رويم اما آنها را جزئي از درون خود نمي­کنيم.

 

يالا، بياييد کمي زندگي کنيم!

 

به عنوان يک تمرين، 5 مورد از مطالب پند و اندرز و حکمت­آميز مورد علاقه­تان را برداريد. چيزهايي که شما به عنوان مهم­ترين ابزارها براي زندگي به آنها توجه مي­کنيد. حالا برويم سر تمرين: يک نتيجه فرعي، يک نتيجه منطقي، يک مشتق، و يک فرجام براي آنها پيدا کنيد.

 

اين روند قدم به قدم، يک ديد روشن از زنجيره و هدف نهايي که ذاتي است به شما مي دهد. در واقع، دانشمندان تورا مي­گويند که از هر يک از ميصواهايي که در توراست، شما مي­توانيد يک تصوير نظري از همه 613 فرمان ترسيم کنيد - با ادامه دادن و دنبال کردن نتايج منطقي که هر ميصوا دارد. (البته که اين کار نياز به تسلط زياد دارد...)

 
***
 

چرا "گسترش دادن ايده­ها و نظرات" يک راه براي رسيدن به کمال و حکمت است؟ (جمع­بندي)

  • هر چيزي که مي­شنويد گوشه­اي از دانش و کمال است. آنهايي را که به زندگي شما مربوط مي شود استخراج کنيد و به کار بريد.
  • هنگامي که مفهومي را ياد مي­گيريد، آن را آشکار کنيد و تمام جزئيات آن را مورد بررسي قرار دهيد، اگر  Aدرست باشد، پس  B نيز ممکن است درست باشد.
  • تمرين: مفهوم ها و زمينه­هاي زيادي را برداريد و آنها را در روند اندازيد و به کار بريد.
  • هر چيزي را که ما مي­شنويم ارزش واقعي ندارند، مگر اينکه آن را از آن خودمان کنيم.
  • هر شب قبل از اينکه به تختخواب برويد، يک خانه­تکاني هوشمندانه براي روزي که به شما گذشته است انجام دهيد.
  • براي زنده ماندن، شما بايد داوطلب و خواستار روند زندگي باشيد.

 

ايش

بازدید: 57

نوشته شده در تاریخ : ۱۳۸۹/۳/۲۷

Email to a Friend Print This Article
نام - الزامي  
نام نمايش داده شود
       
E-mail - الزامي 
 
E-mail نمايش داده نمي شود
 
 
0


کليه هزينه اين سازمان از طريق کمکهاي مردمي تامين مي گردد. شما نيز مي توانيد در اين راه ما را ياري نماييد.








درباره ما | ارتباط با ما | ارسال فايل و مقاله | حمايت مالي از ما | دريافت فونت | ارسال نظرات
CopyRight © atish.org 2006-2008 All Rights Reserved.
عضويت در atish

Add me in I'm out