نيسان! اين نام خودش حس طراوت و تجديد حيات به همراه ميآورد. از همان ابتداي تاريخ يهود، نيسان، با اشتياق براي تعريف دوباره از زندگي و آرزوها مترادف بوده است.
تلمود به ما ميگويد كه اوراهام آوينو، جشن پسح را رعايت ميكرده است. بديهي است كه جشن اوراهام، يادآوري خروج بنياسرائيل از مصر، كه چند قرن بعد اتفاق افتاد، نبود. مَهَرال (מהר"ל)، يکي از عرفا و مفسرين بزرگ تورا، توضيح ميدهد كه ماه نيسان، «با اوراهام حرف مي زد». هرچه بيشتر اوراهام، گواه و شاهد عيني از عشق حد.ا و خلاقيت و آفريدگاري او را مي ديد، فروتني بيشتري در برابر او احساس مي كرد. همچنين، در هنگام موعد پسح، اوراهام خود انتخاب كرد كه هر چيزي را كه «ورآمده» بود، از زندگياش محو كند. به صورت تمثيلي، با انجام اين كار، نيت کرد که خودپسندي و تكبر را از وجود خود دور كند.
اين موارد، شامل همه غذاهاي خميرمايه زده شده و ورآمده بود. اين، راه اوراهام بود براي کسب شناخت نسبت به اين كه تجديد و نوسازي، حقيقتاً چه معنايي دارد و از كجا ميآيد.
***
گله گوسفندان
نماد طالع ماه نيسان، بره (برج حمل) است. برهها به صورت گلهاي و گروهي چرا ميكنند، و به طور وفادارانهاي چوپانانشان را دنبال ميكنند. دنباله رو بودن، گاهي اوقات، نتيجه يك انتخاب عاقلانه است، و نه ناشي از واماندگي. يهوديان، پيروي حد.ا را انتخاب كردند، و نه تكبر و تکيه به خود، مانند بقيه افراد. در مصر، همانطور كه ما، بين دو نيروي اضمحلال و ستم، بالا و پايين ميرفتيم، دريافتيم كه اعتماد و تکيه كردن به انسانهاي فاني، براي ما به خودي خود، يک خودكشي دسته جمعي است. ما پيروي از حد.اوند را انتخاب كرديم.
همچنين ما متوجه شديم كه جنبش و ايجاد حكومت و قوميت مستقل، براي ما، آن آزادي روحي و معنوي را كه آرزو داشتيم، فراهم ميكند. سرانجام ما سر خود را در برابر اين حقيقت فرود آورديم كه تنها راه ممكن براي بيرون رفتن از مصر، لطف و رحمت حد.اوندي است.
چيزي در درونمان حركت كرد. كافي بود كه مسير فرمان داده شده از سوي حد.ا را در بيابان دنبال كنيم، و سپس تورايش را بپذيريم. ما مانند برههايي بوديم كه بالاخره شباني را كه از ايشان مراقبت ميكند، پيدا كرده اند. چه درخور و مناسب بود كه آزادي و خروج از مصر، در اين ماه (برج بره) اتفاق بيفتد.
ماه نيسان در تورا، به سه نام آمده است، كه هركدام از آنها، دريايي عميق از فهم و ادراك را در ذهن انسان باز ميكند:
1) «ماه اول»: در تورا مطرح شده است که ماه آزادي و نجات، از درجاتي حتي مهمتر از تيشري است، يعني ماهي كه جهان در آن به وجود آمده است. جهان، با هدفي آفريده شده است، و انسانها نيز با اين هدف درآغشته اند. به عبارت ديگر، تصحيح كردن شخص خود، اصلاح دنياست. به طور كلي، نيسان، ماهي است كه قومي مستقل، با اين هدف براي تعريف مليتشان پديدار شدند.
رَمبان (רמב"ן - ربي مشه بن نحمان)، يكي از بزرگترين دانشمندان و مفسران تورا در قرن 13، پا را بسيار فراتر مي گذارد و ميگويد: در زمان تعيين كردن شماره براي ماههاي عبري، يک ميصوا (فرمان) است كه از ماه نيسان شروع به شمردن كنيم، تا آگاهيمان را از معجزاتي كه ما را به آزادي و نجات رهنمون مي شوند، افزايش دهيم. از ديدگاه او، بهتر است كه اگر ممكن است، براي كارهاي دنيوي، به نامهاي شمسي يا ميلادي ماهها مراجعه كنيم. شماره دادن به ماهها و «ماه شماره 1»، حساسيت موضوع را اينگونه نشان ميدهد كه شماره يك، براي ماهي است كه در آن، ما به سوي تعريف هويت خودمان راهنمايي شديم.
2) آويو (אָבִיב- بهار): نام ديگر اين ماه، به معناي بهار است، كه زمان پيام مادي و معنوي تجديد حيات، شكوفه دادن درختان و طراوت تمام دنياست.
3) نيسان (נִיסָן): اين نام، در اصل، داراي منشا و مبدا بابلي است؛ لغت آرامي «نيسان»، به معادل عبري آن، «نيصان- ניצן»، به معني «جوانه و شكوفه زدن» نزديک است. در «شير هَشيريم» (سرود سرودها)، يکي از کتاب هاي مقدس کِتوبيم، كه در آن، شلومو هملخ، عشقي كه دلدادگي ما را نسبت به حد.اوند، و برعکس بيان ميكند، رستگاري و آزادي، به زماني كه شكوفهها در تمام زمين شکوفا هستند، تشبيه ميشود؛ كه به معني اين است كه زمين، آبستن مردمي است كه به زودي چون گل، شکوفا و رها خواهند شد.
***
روزهاي خاص
به غير از جشن پسح، بقيه روزهاي ماه نيسان هم داراي معناي عميقي هستند. اولين روز ماه (روش حودش) نيسان، روز افتتاح ميشكان است؛ خيمه مقدس قابل حملي، كه در طول 40 سال حرکت يهوديان در بيابان، آنان را همراهي ميكرد. ميشكان، به عنوان نشانه بارز اين كه چگونه عالم بزرگ معنا و عالم كوچك ماده، هر دو به عنوان جايگاهي مقدس براي شهادت به وجود و حضور حد.اوند، تغيير شكل ميدهند، به كار ميرفته است. در ميشكان، هر جهت، ماده، و يا فلز با دقت انتخاب ميشده است؛ زيرا سمبل مسير خاصي بود كه از آن، جهان حيوانات، نباتات، و جمادات ميتوانستند به بالا و به سوي معنويت صعود كنند.
سالها بعد، اول ماه نيسان، روزي بود كه يهودياني که در گالوت بابِل بودند، بازگشت به سرزمين مقدس را آغاز كردند. شكوفهها، شكوفا شدن را آغاز کرده بودند.
همچنين، جالب است بدانيم که ماه نيسان، ماهي است که در آن، «براخاي شکوفه –בִּרְכַּת הָאִילָנוֹת» گفته مي شود. کسي که در اين ماه، حداقل دو عدد درخت ميوه (حتي از يک نوع) را (در کنار هم) مي بيند که شکوفه داده اند، براخاي مخصوصي را مي گويد، که معناي آن به اين مضمون است:
متبارك هستي تو حد.ا، خالق ما، پادشاه جهان، كه هيچچيز را در جهانش کسر نگذاشت، و درون آن، مخلوقات و درختان زيبا آفريده است، كه براي لذت و استفاده انسان آماده شدهاند.
اول نيسان، همچنين زماني است كه بيشتر جماعات، شروع به مسافرت بين شهرها براي جمع آوري سهم فقرا براي پسح (קמחא דפסחא -به طور تحتاللفظي: آرد براي پسح) مي کنند. هيچ يهودي نميتواند آزادي را كاملاً تجربه كند، در حالي كه در اين روزها در انزوا به سر برد. خروج بنياسرائيل از مصر، نجات همه قوم بود، نه نجات شخصي و خصوصي. هيچكس واقعاً آزاد نيست، اگر بداند كه ديگر يهوديان، چيزهايي را كه نياز دارند، در اختيار ندارند.
در زمانهاي قديم، رباي (راو) شهر، قدرت قانوني و شرعي براي حكم به دادن اعانه داشت. اگر چه اين موضوع ادامه پيدا نكرده، ولي موضوع اصلي تغيير نكرده است. اين امر همواره برقرار است كه آزادي، با دادن به دست ميآيد، نه با گرفتن.
***
شبات گادول
هنگامي كه حد.اوند، جهان را آفريد، برنامه او اين بود كه ما انتخاب شدهايم كه او را بشناسيم. هنگامي كه احساس «در پيشگاه حد.اوند بودن» را به طور مكرر، در خود دروني سازيم، و خوبيها و ميصووت را انتخاب كنيم و انجامشان دهيم، به طور مسلم، بزرگترين هديه را، كه خود حد.است، دريافت خواهيم کرد. مقوباليم (عرفاي يهود)، عقيده خود را اينگونه توضيح ميدهند كه: «مقدم بر انگيزه (رحمت و فيض ا-لهي) از بالا (دنياي معنوي)، بايد يك بيداري (ناشي از تعهد، الزام، و سرسپردگي محض) از پايين (انسان خاکي) به وجود آيد». قبل از يك انگيزه منجر به رحمت حد.ايي، ما بايد خودمان با تعهد، يك دگرگوني دروني را آغاز كنيم. به همين دليل است كه حد.اوند، بدون اينكه ما را براي سرسپردگي و تعهد به او به چالش بيندازد، از مصر رها نكرد. ما بايد در مراحل مختلف از رستگاري و بازخريد، سهيم و شريك ميشديم.
راهي كه حد.ا، در مصر، به وسيله آن، ما را به آزمايش ميطلبد، اين است که هر يك از خانواده هاي يهودي، يك بره (كه نماد مورد پرستش مصريان بود)، بگيرند. اين گوسفند را براي 4 روز، به پايهاي ببندند، و سپس در روز چهاردهم نيسان، به عنوان قرباني براي حد.ا تقديم كنند. روزي كه ما گوسفند را گرفتيم، شبات بود، روز دهم نيسان سال 2448 عبري.
ما آن زمان را به عنوان آغاز روز آزادي در نظر ميگيريم، به اين دليل که در اين روز، ما از دستورات حد.اوند، پيروي کرديم. در آن زمان، ذبح دستجمعي گوسفندان، يك ريسك بسيار بزرگ براي عصباني كردن مصرياني بود كه ما را به بندگي گرفته بودند. ولي حد.اوند، با معجزات فراوان و عظيم (گادول)، جرات اعتراض را از مصريان سلب نمود.
در شبات گادول، يك رسم خوب در بعضي جماعات پايهگذاري شده است كه آن قسمتهايي از هگادا را كه به معجزات آزادي مربوط است، بخوانند. براي مثال، از قسمت «ما در مصر غلام پرعو بوديم» تا «تو بِت هميقداش را براي كفاره كردن گناهانمان آباد فرمودي». همچنين رسم است كه رباي هر كنيسا، يك سخنراني مهم در اين شبات انجام دهد. اين سخنراني در مورد قوانين موعد پسح و جزئيات آن مي باشد.
***
بِديقَت حامص
آخرين زمان براي مصرف و يا فروش همه مواد غذايي داراي حامص از خانه، تا پيش از ظهر روز آدينه موعد است. عقيده به فرمان تورا در مورد پاك كردن خانه از حامص، وسيله اي است كه به وسيله آن و به طور همزمان، به طريق مشابه، خودمان را هم از نظر معنوي و اخلاقي، از خودبيني و خودپرستي، که منبع همه گناههاست، پاك كنيم. حد.اوند، اين زمان را اختصاص داده است، تا با قدرت معنوي خود، وسوسه خودبيني واقع در شخصيتمان را از بين ببريم.
آماده شدن براي اين موعد، نياز به تداركات فيزيكي و روحاني دارد. براي بعضي از افراد، «نظافت منزل» از يك ماه قبل از اين كه جشن پسح شروع شود، آغاز ميگردد. آنها همه ي روز را براي دور كردن هر باقيمانده اي از حامص از درون خانه شان ميگذارند. گاهي اوقات، اين امر با نظافت و خانه تکاني بهاري همراه ميشود، و ممكن است حتي با نقاشي و تزئينات كوچكي هم همراه باشد. ولي مهم آن است كه بدانيم ملزومات پاکيزگي مذهبي در اين مورد، نسبتاً ساده هستند. در اين شرايط، به جايي كه ما نظافت بيش از اندازه انجام دهيم، بهتر است كه به اصل اساسي توجه کنيم. توجه و دقت بايد، در انجام دادن آن چيزي باشد كه حد.ا ميخواهد، كه همانا پاك كردن مواد و اثرات غذاهاي ورآمده، و همزمان تجديد نظر در اخلاق خود، و نفي كردن خودبيني است.
به راستي كه طراوت و تازگي و نوسازي، بسيار آسان به دست مي آيد، هنگامي كه ما، خودبزرگبيني مان را از خود دور كنيم، و به خودمان اجازه دهيم كه ساده و بيتكلف باشيم؛ وقتي پنجره قلبمان را براي حضور حد.ا، عشق بيشتر به او، و براي احساس شكوه شادي يهوديت، تا نهايت بگشاييم.
مراسم جستجو كردن براي دوركردن حامص، «بِديقَت حامِص» ناميده ميشود، که به معناي «وارسي حامص» مي باشد. تا پيش از شب آدينه موعد، همه خانه از هر گونه حامص، پاکسازي مي شود. در شب آدينه موعد، هر گوشه و کنار و شكاف خانه بايد بررسي نهايي شود. وارسي بايد با نور مستقيم انجام شود. براي مثال، مي توانيم از شمع معمولي و يا چراغ قوه استفاده كنيم. رسم است كه ده تكه نان را در قسمتهاي مختلف پنهان ميكنيم (بايد به ياد داشته باشيم كه آنها را كجا ميگذاريم)، كه اين عدد، نمادي از 10 سِفيروت (10 Sefirot) است. (رجوع کنيد به مقاله: معنويت > ايمان > ده ظرف)
مقوباليم، از اين ظرف ها (سفيروت)، براي توصيف راههايي استفاده مي کنند، كه حد.اوند، از طريق آنها، حضورش را به ما آشكار مي سازد، براي مثال، نيكي و احسان دائمي و سراسري حد.ا . از آنجا كه ما در جهاني زندگي زندگي مي کنيم كه قدرت انتخاب برايمان موجود است، تصديق ميكنيم كه اگر امکناش وجود داشته باشد كه خوب باشيم، و آن را جالب و جذاب ببينيم، كارهاي شيطاني را با اشتباه و سردرگمي، همسان خواهيم دانست و آنها را انجام نخواهيم داد.
هر يک از اين 10 سفيروت، يك نقطه مقابل منفي هم دارد. پسح، همان زماني است كه اين نيروهاي شيطاني ميتوانند شكست داده شوند، همانطور كه بيش از سه هزار سال پيش، هنگامي كه در مصر بوديم شكست خوردند.
روزهاي اول ماه نيسان، روزهايي بسيار بحراني و حياتي هستند. ربي حييم ويتال (دانشجوي هااَري هقادوش)، به ما ميگويد كه سيزده روز اول نيسان، به سيزده سال اول حيات هر شخص اشاره دارد. هنگامي كه سيزده سال يک شخص به پايان مي رسد و سال چهاردهم تولدش آغاز مي شود (روز تولد سيزده سالگي- روز برميصوا)، رويداد مهمي براي ما اتفاق ميافتد. «يِتصِر هَطُوو (انگيزه مثبت)»، براي ايجاد شخصيت فردي ما، به اندازه «يِتصِر هارَع (انگيزه منفي)» قدرت پيدا مي کند. اين دقيقاً همان زماني است که اختيار به دست خود شخص داده شده، و آزمايشات شروع مي شود. به همين دليل، وقتي سيزدهم ماه نيسان به پايان ميرسد (مصادف با پايان سيزده سالگي و آغاز مسئوليت)، ما بايد حامص واقعي که همان خودبيني است، و بخش بزرگي از زندگيمان مي باشد، جستجو كنيم، كشف كنيم، و سرانجام تحت کنترل درآوريم.
***
باطل کردن حامص
نقطه اوج جستجوي ما براي حامص، بيان مشروح جمله «کُل حَميرا» است:
« هر مقدار حامص و خميرمايه که در دارايي من است، و آن را نديده باشم و يا از بين نبرده باشم، از هم اكنون، مانند خاك زمين، باطل و بي مالك محسوب گردد.»
صبح روز بعد، ده تكه نان ديشب، به علاوه باقيمانده حامص را از بين مي بريم. سپس جمله مربوط به صبح را مي خوانيم:
« هر مقدار حامص و خميرمايه که در دارايي من است، چه آن را ديده و يا نديده باشم و يا از بين برده يا نبرده باشم، از هم اكنون، مانند خاك زمين، باطل و بي مالك محسوب گردد.»
شما هنگامي مراسم سِدِر را برپا ميداريد، از اسارت و بندگي، رهيده و در آزادي، دوباره زندگي ميكنيد. مصا ميخوريد و يايين مينوشيد. اينها وسايلي هستند كه به شما كمك ميكنند كه رستگاري شخصي خودتان را رقم بزنيد، علاوه بر ميليونها داستان رهايي پيش از شما، كه قسمتي از تاريخ نانوشتهي ما هستند. به اين اميد كه همه ما شايسته باشيم كه شكوفا شدن شكوفههاي نجات نهايي و ماشيح را در نيسان ببينيم. و به اين اميد که جشن سدر بعدي را با هم در يروشالييم برگزار کنيم، آمن.